اپیزود بیستم: سردار عیوضخان جلالی؛ مردی از دل قدرت و توطئه
Failed to add items
Add to cart failed.
Add to wishlist failed.
Remove from wishlist failed.
Follow podcast failed
Unfollow podcast failed
-
Narrated by:
-
Written by:
About this listen
عیوضخان جلالی — وقتی پایتخت خیانت میکند، کوهستان سنگر میشود
بزرگترین فاجعه اونجایی نیست که دشمن قوی باشه. فاجعه اونجاییه که سرشاخهی خودت، تو رو به عنوان گوشت قربانی به رقیب بفروشه.
ناصرالدینشاه با یک امضا، خاکِ فیروزه رو به روسها واگذار کرد. خانهی کسانی که نسلها با خونشان از همین مرز محافظت کرده بودند. دربار تهران به عیوضخان گفت: «تخلیه کن.» او رو به فرستادهی قاجار کرد و گفت: «شاه خاک خودش را بخشیده؛ اما فیروزه خاک ماست. ما خون میدهیم، اما خاک نمیدهیم.»
و دوازده سال، یکتنه ارتش تزار را در آن کوهها زمینگیر کرد.
در اپیزود بیستم کافئین، با مردی روبرو میشی که وقتی سیستم فاسد شد، برند شخصیاش را سنگربندی کرد. دو درس که امروز توی بیزنس و زندگیت کار میکنن:
وقتی سیستم خیانت میکند، تو موظف به تبعیت نیستی — وقتی مدیرت داره اصول رو زیر پا میذاره، دو راه داری: شرفت رو بفروشی و بمونی، یا برند شخصیت رو حفظ کنی و بجنگی. شاید کوتاهمدت منزوی بشی، اما بلندمدت تبدیل به اسطورهی صنفت میشی.
نبرد نامتقارن در برابر غولها — عیوضخان هرگز رودررو با توپخانهی روس نجنگید. شبیخون، قطع خطوط تدارکاتی، و شناخت میلیمتری از زمین بازی — اینها سلاحهای کسیان که امکانات کمتری داره اما هوشمندتره.
الان توی سازمان یا بیزنست، داری مثل دربار قاجار تسلیم فشار میشی، یا مثل عیوضخان اصولت رو سنگربندی کردی؟
جواب این سوال رو توی اپیزود بیستم پیدا میکنی.