کتابخانه صوتی | راتا cover art

کتابخانه صوتی | راتا

کتابخانه صوتی | راتا

Written by: NewshaCast UG
Listen for free

About this listen

کتابخانه صوتی راتا، هر هفته پنج‌شنبه‌ها یک کتاب صوتی را منتشر می‌کند.
کتاب‌ها با اجازه‌ ناشر منتشر می‌شود و می‌توانید آن را به صورت قانونی گوش دهید.

تماس برای اطلاعات بیشتر: info@NewshaCast.comCopyright NewshaCast UG
Social Sciences
Episodes
  • فرزند پنجم بخش ۱
    May 5 2026
    فرزند پنجم بخش 1 معرفی کتاب فرزند پنجم فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد. درباره کتاب فرزند پنجم داستان کتاب فرزند پنجم در انگلستان دهه‌ی شصت می‌گذرد. ازدواج هریت و دیوید به علت اختلاف طبقاتی و فرهنگی با دشواری‌های زیادی همراه شد، با این حال این ازدواج انجام شد. آنها خوشبختی را در داشتن خانه‌ای بزرگ و فرزندان زیاد و دادن مهمانی‌های بزرگ می‌دانستند و در مدت‌زمانی کوتاه صاحب چهار فرزند شدند. مدتی بعد از تولد فرزند چهارم، هریت، فرزند پنجم را باردار شد؛ پسری که از دوران جنینی عجیب به نظر می‌رسید و با تولد او، خانواده هریت با بحرانی عجیب و دشوار روبه‌رو شد. این پسر با تمام بچه‌ها فرق داشت. انگار از دنیایی دیگر آمده بود. لسینگ در این کتاب از بی‌نظمی و آشوبی حرف می‌زند که از خانواده به جهان سرایت می‌کند. داستان فصلبندی ندارد. حتی فاصله زمانی داستان با یکی دو سطر مثلا لحاظ نشده و این جزو سبک کار نویسنده است. به صفحات آخر که برسید، حس می‌کنید داستان می‌توانسته ادامه داشته باشد. گویا نویسنده نیز این نکته را دریافته و در سال ۲۰۰۰ میلادی دنباله‌ای به نام بِن در جهان بر آن نوشته است. خواندن کتاب فرزند پنجم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم علاقه‌مندان به ادبیات داستانی به ویژه داستان‌هایی با موضوعات عاطفی و اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم. درباره دوریس لسینگ دوریس می لسینگ، ۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر او کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و مادرش پرستار بود. آن‌ها به زیمباوه مهاجرت کردند و در زمینی زراعی مشغول کاشت ذرت شدند. هرچند تلاش‌هایشان ناموفق بود و ثروتی عایدشان نشد. دوریس در پانزده سالگی به عنوان پرستار بچه مشغول کار شد. او مقاله‌های سیاسی و اجتماعی که کارفرمایش در اختیارش قرار می‌داد مطالعه می‌کرد. همان دوران به نوشتن روی آورد. در سال ۱۹۳۷ لسینگ به سالزبری (شهری در جنوب انگلیس) نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی با نخستین همسرش فرانک ویزدم ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. بعد از طلاق از او، لسینگ عضو باشگاه کتاب چپ، یک باشگاه کتاب سوسیالیستی شد و در این‌جا بود که با همسر دومش، گوتفرید لسینگ آشنا شد. آن‌ها خیلی زود با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. این ازدواج هم کمی بعد به طلاق منجر شد. آثار لسینگ سه دوره‌ی خاص دارند. در دوره‌ی اول، نوشته‌هایش مضمون کمونیستی دارد. کمی بعد که او ضد کمونیست شد، مضمون آثارش به روانشناسانه و صوفیانه تغییر کرد. دوریس لسینگ رمان‌های بسیاری نوشت. کتاب علف‌ها آواز می‌خوانند و دفترچه طلایی مشهورترین آثار او هستند. دوریس لسینگ، روز یکشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت. درباره مهدی غبرایی مهدی غبرایی در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده‌ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به‌طور حرفه‌ای به کار ترجمه ادبی ...
    Show More Show Less
    25 mins
  • سفر بخیر آقای رئیس جمهور (۳)
    May 3 2026
    سفر بخیر آقای رئیس جمهور بخش سوم در یکی از داستان‌های کوتاه این کتاب به نام «فقط آمدم که تلفن کنم» می‌خوانیم: «او دختری بیست و هفت ساله، اهل مکزیک، زیبا و با فکر بود. چند سال پیش به عنوان یک خواننده در یک سالن موسیقی کار می‌کرد که از بابت آن اندک شهرتی کسب کرده بود. با یک شعبده‌باز ازدواج کرده بود و حالا هم برای پس از دیدن چندتن از اقوامش در ساراگوسار نزد همسرش برمی‌گشت. ساعتی ایستاد و در نهایت ناامیدی از اتومبیل‌ها و کامیون‌هایی درخواست کمک کرد که با سرعت فریاد از برابرش می‌گذشتند. تا اینکه سرانجام راننده‌ی یک اتوبوس قراضه دلش به حال او سوخت و سوارش کرد. اما به او گفت که زیاد دورتر نمی‌رود. ماریا پاسخ داد: «مهم نیست. همین قدر که به یک باجه‌ی تلفن برسم، کافی است.» راست می‌گفت. کافی بود که خودش را به یک تلفن برساند و به همسرش اطلاع دهد که تا قبل از ساعت هفت به خانه نمی‌رسد. پالتویی دانشجویی بر تن داشت و با کفش‌هایی که بیشتر مناسب پوشیدن در کنار دریا در ماه آوریل بودند، به پرنده‌ای می‌مانست که بال و پرش خیس شده باشد. از این اتفاق آنقدر گیج شده بود که فراموش کرد سوییچ اتومبیلش را بردارد. زنی که کنار راننده نشسته بود، ظاهری نظامی، اما رفتاری دلنشین و ملایم داشت. حوله و پتویی به ماریا داد و کنار خودش جایی برای او باز کرد تا بنشیند. ماریا کمی خودش را خشک کرد و بعد کنار آن زن نشست. در حالی که پتو را به دور خودش پیچیده بود، سعی کرد سیگاری روشن کند، اما کبریتش هم خیس شده بود. زن، بسته‌ای کبریت به او داد و بعد از او خواست تا از سیگارهایش که هنوز خشک بودند، یکی هم به او بدهد.» درباره نویسنده کتاب گابریل گارسیا مارکز در سال ۱۹۲۷ در آراکاتاکای کلمبیا متولد شد. او از همان دوران کودکی به داستان و شعر علاقه داشت و در نوجوانی نخستین نوشته‌هایش منتشر شد. مارکز بعدها به روزنامه‌نگاری روی آورد و همین حرفه تأثیر بزرگی بر سبک نوشتاری‌اش گذاشت. انتشار کتاب ۱۰۰ سال تنهایی در ۱۹۶۷ نقطه عطف زندگی او بود. این اثر با روایت زندگی چندین نسل و پیوند واقعیت با خیال، نمونه‌ای ماندگار از رئالیسم جادویی شد. شهرت جهانی مارکز به دنبال همین کتاب شکل گرفت. او در آثار دیگرش همچون عشق سال‌های وبا و از عشق و دیگر اهریمنان به موضوعاتی چون عشق، مرگ و گذر زمان پرداخت. در سال‌های پایانی عمر نیز خاطراتش را در زیستن برای بازگفتن منتشر کرد. مرگ او در ۲۰۱۴ پایانی برای زندگی‌اش بود اما نه برای ادبیاتش. See omnystudio.com/listener for privacy information.See omnystudio.com/listener for privacy information.
    Show More Show Less
    22 mins
  • سفر بخیر آقای رئیس جمهور (۲)
    May 1 2026
    سفر بخیر آقای رئیس جمهور بخش دوم در یکی از داستان‌های کوتاه این کتاب به نام «فقط آمدم که تلفن کنم» می‌خوانیم: «او دختری بیست و هفت ساله، اهل مکزیک، زیبا و با فکر بود. چند سال پیش به عنوان یک خواننده در یک سالن موسیقی کار می‌کرد که از بابت آن اندک شهرتی کسب کرده بود. با یک شعبده‌باز ازدواج کرده بود و حالا هم برای پس از دیدن چندتن از اقوامش در ساراگوسار نزد همسرش برمی‌گشت. ساعتی ایستاد و در نهایت ناامیدی از اتومبیل‌ها و کامیون‌هایی درخواست کمک کرد که با سرعت فریاد از برابرش می‌گذشتند. تا اینکه سرانجام راننده‌ی یک اتوبوس قراضه دلش به حال او سوخت و سوارش کرد. اما به او گفت که زیاد دورتر نمی‌رود. ماریا پاسخ داد: «مهم نیست. همین قدر که به یک باجه‌ی تلفن برسم، کافی است.» راست می‌گفت. کافی بود که خودش را به یک تلفن برساند و به همسرش اطلاع دهد که تا قبل از ساعت هفت به خانه نمی‌رسد. پالتویی دانشجویی بر تن داشت و با کفش‌هایی که بیشتر مناسب پوشیدن در کنار دریا در ماه آوریل بودند، به پرنده‌ای می‌مانست که بال و پرش خیس شده باشد. از این اتفاق آنقدر گیج شده بود که فراموش کرد سوییچ اتومبیلش را بردارد. زنی که کنار راننده نشسته بود، ظاهری نظامی، اما رفتاری دلنشین و ملایم داشت. حوله و پتویی به ماریا داد و کنار خودش جایی برای او باز کرد تا بنشیند. ماریا کمی خودش را خشک کرد و بعد کنار آن زن نشست. در حالی که پتو را به دور خودش پیچیده بود، سعی کرد سیگاری روشن کند، اما کبریتش هم خیس شده بود. زن، بسته‌ای کبریت به او داد و بعد از او خواست تا از سیگارهایش که هنوز خشک بودند، یکی هم به او بدهد.» درباره نویسنده کتاب گابریل گارسیا مارکز در سال ۱۹۲۷ در آراکاتاکای کلمبیا متولد شد. او از همان دوران کودکی به داستان و شعر علاقه داشت و در نوجوانی نخستین نوشته‌هایش منتشر شد. مارکز بعدها به روزنامه‌نگاری روی آورد و همین حرفه تأثیر بزرگی بر سبک نوشتاری‌اش گذاشت. انتشار کتاب ۱۰۰ سال تنهایی در ۱۹۶۷ نقطه عطف زندگی او بود. این اثر با روایت زندگی چندین نسل و پیوند واقعیت با خیال، نمونه‌ای ماندگار از رئالیسم جادویی شد. شهرت جهانی مارکز به دنبال همین کتاب شکل گرفت. او در آثار دیگرش همچون عشق سال‌های وبا و از عشق و دیگر اهریمنان به موضوعاتی چون عشق، مرگ و گذر زمان پرداخت. در سال‌های پایانی عمر نیز خاطراتش را در زیستن برای بازگفتن منتشر کرد. مرگ او در ۲۰۱۴ پایانی برای زندگی‌اش بود اما نه برای ادبیاتش. See omnystudio.com/listener for privacy information.See omnystudio.com/listener for privacy information.
    Show More Show Less
    24 mins
No reviews yet