مغاک Moghak (Abyss) cover art

مغاک Moghak (Abyss)

مغاک Moghak (Abyss)

Written by: Abbas Palash
Listen for free

About this listen

در مغاک درباره چگونگی تفکر انسان، استدلال، استنتاج، مغلطه، تصمیم‌گیری در زمان عدم قطعیت و دانش ناکافی و احتمالات ... سخن گفته می‌شود

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Abbas Palash
Philosophy Science Social Sciences
Episodes
  • S01-E03
    Sep 16 2022
    توضیح کلی درباره انواع مغلطه و اشاره به مغلطه توسل به ترحمAppeal to pityقبل از توضیح مغلطه دوم، شاید لازم باشد درباره تعداد مغالطه‌های موجود و فهرست شده توضیحی داده شود. توافق و اجماع عامی درباره تعداد مغلطه‌ها وجود ندارد. گروهی ۱۶ عدد، ۳۰ مورد، ۱۴۸ مغلطه و تا بیش از ۳۰۰ مغلطه غیررسمی را فهرست کرده‌اند. اگر بخواهیم خیلی کلی این تمایل عادت‌وار انسان به مغلطه را در چند گروه طبقه‌بندی کنیم، می‌توان گفت: ۱- ترتیب نادرست، شروع از موقعیت نامناسب یا کوتاهی در ادامه صحیح مسیر استدلال ۲- بی‌نظمی، امور و مواد استدلال که درست از یکدیگر تفکیک یا طبقه‌بندی نشده‌اند ۳- ناسازگاری، گاهی تناقض مستقیم مطالب استدلال با یکدیگر ۴- ابهام، عمدی یا ناخواسته در معنای مطالب ۵- بی‌ربطی، تزریق اطلاعات نامرتبط و استدلال بی‌ارتباط به موضوع ۶- ناکافی بودن، جا انداختن حقایق، دیدگاه‌ها و نقطه نظرات مهم ما انسان‌ها اگر چه بالذات موجوداتی منطقی و معقول هستیم، لااقل در بیشتر مواقع، اما ذاتاً موجودات استدلال‌گری نیستیم. تفکر دقیق و روشن به دقت و نظام خاصی نیاز دارد. استدلال، مهارت است و مانند هر مهارتی به فراگیری، تمرین و هوشیاری نیاز دارد. هوشیاری برای پرهیز از افتادن در تله‌ها و دام‌هایی که در انتظار ذهن‌های تربیت‌نشده و بی‌مهارت هستند.همانند هر دانش و مهارتی، نیازی نیست تا تمام این بیش از ۳۰۰ و چند مغلطه را فرا گرفت تا بتوان از آن استفاده کرد و باید پس از هر نمونه، ذهن را تقویت کرد تا بتواند بسیاری از موارد غیررسمی مغلطه که حقیقتاً پایان و انتهایی ندارد را شناسایی کند و از آن پرهیز کند.همان‌طور که درباره مغلطه اول، fallacy of division یا مغلطه تفکیک دیدیم، مغلطه هیچ‌گاه در شکل و حالت واضح و روشن به ما عرضه نمی‌شود تا سریعاً آن را شناسایی کنیم و گاهی بحث‌های عمیقی درباره آمار و احتمالات یا دانش‌های دیگر در آن پنهان است. به نظر من، بعضی از مغلطه‌ها، تلاش‌های نافرجام ذهن ما برای غلبه به موضوعات احتمالاتی است. مثلاً در مغلطه تفکیک، اگر چه دانستیم که اینکه کشور یا منطقه‌ای ثروتمند است یا مردمان آن ویژگی خاصی دارند مثلاً خسیس هستند یا سرد رفتار هستند، به معنای ثروتمند بودن، خسیس یا سرد بودن تمام افراد آن منطقه یا کشور نیست اما اگر به آن منطقه برویم انتظار ذهنی خواهیم داشت که با افراد ثروتمند، خسیس یا سرد رفتار روبرو خواهیم شد. اما چرا؟ چشم انسان دچار توهم بصری یا optical illusion‌ می‌شود. اگر ۳ پاره‌خط هم اندازه داشته باشیم که در ۲ تای آن‌ها پیکان‌هایی در انتهای آن‌ها به بیرون یا داخل پاره‌خط رسم شده باشند، ناخودآگاه آنها را هم اندازه ندیده و یکی را کوچک‌تر از دیگری خواهیم دید. اما وقتی با خط‌کش اندازه‌گیری کنیم متوجه می‌شویم که هر ۳ هم اندازه هستند. اما دانستن این موضوع باعث نمی‌شود که توهم بصری را نبینیم. می‌بینیم اما آگاهیم که هم اندازه نبودن آن‌ها توهم بصری و خطای گریزناپذیر چشم است و نه واقعیت.در مورد مغلطه تفکیک و مثالی که در بالا زده شد هم موضوع به همین صورت است. آگاهی از مغالطه‌ها به از بین رفتن زمینه ذهنی آن‌ها ختم نخواهد شد، اما باعث می‌شود آگاهانه با آن‌ها برخورد کنیم و از چاله و تله پیش‌روی خود آگاه باشیم. موارد مشابه توهم بصری در عالم تفکر و استدلال...
    Show More Show Less
    9 mins
  • S03-E01-Introduction
    Sep 4 2022
    مقدمهآنچه از همان ابتدای فصل دوم مغاک یعنی بررسی تفکر شرط‌بندانه نتیجه می‌گیریم اینست که نگاه شرط‌بندانه به تصمیم‌ها، ما را وارد و وادار به Thinking Probabilistically یا تفکر احتمالاتی یا تفکر شدانه* می‌کند. سوابق تاریخی نشان می‌دهد که اگر چه استفاده از تاس یا سایر ابزارهایی که حاصل و نتیجه‌ای تصادفی دارند مانند پرتاب سنگ و سکه یا ساقه‌های بومادران در فال I Ching )ئی چینگ( به شکل‌های مختلف برای بررسی جهان و پدیده‌های متغیر و نامطمئن و غیرقطعی آن مرسوم بوده اما بررسی جدی احتمالات تا قبل از میانه قرن هفدهم میلادی شواهد تاریخی ندارد. شاید بتوان تحولاتی در قرون پانزده و شانزده را در نظر گرفت که در نهایت به ظهور و بروز نظریه احتمالات منجر شد. هندسه، علم اعداد یا حساب تقریباً سابقه و تاریخچه‌ای هم‌عمر نوشتن بشر دارند و حتا اگر ریشه‌های نظریه احتمال را نه میانه قرن هفده میلادی که قرن پانزده بدانیم، پاسخ این پرسش که چرا این اندازه طول کشید تا احتمال و سپس آمار شروع به ظهور کنند، ساده نیست. آیا احتمال و آمار به ریاضیات پیچیده و پیشرفته‌ای نیاز داشتند که مردمان بین‌النهرین در ۳ هزار سال قبل از آن بی‌بهره بودند؟ کافیست نگاهی به ریاضیات ابتدای پیدایش احتمال و آمار بیندازیم تا بدانیم که قطعاً مردمان قرن‌های قبل‌تر هم از پس آن برمی‌آمدند. شاید دانستن مختصری از تاریخچه اعداد مختلط به ما کمک کند که بدانیم دلیل آن، ذهنیت و نگاه بشر به پدیده‌های تصادفی بوده است و نه سختی ریاضیات مورد نیاز. ریاضیدانان بارها حداقل در ۲ یا ۳ قرن قبل از مدون شدن نظریه اعداد مختلط به دست بزرگانی مانند اویلر، کوشی و گاوس، در حل مسائلی مانند معادلات درجه ۲ و ۳ با اعداد مختلط برخورد کرده بودند و به دلیل اینکه درک و تصوری از آن نداشتند به سادگی از کنار آن گذشته بودند. حتا افرادی مثل هرون اسکندرانی در قرن یکم میلادی هم درگیر محاسبه ریشه دوم یا جذر اعداد منفی بوده‌اند. بعد از برطرف شدن ابهام ذهنی درباره معنا و مفهوم و تعبیر اعداد مختلط، به سرعت ریاضیات آن پیشرفت کرد. ماجرای احتمال هم مشابه اعداد مختلط بوده است.امروزه مفهوم تصادفی بودن یا randomness موضوعی آشناست و تغییرات بصورت آماری شرح داده می‌شوند اما این مفاهیم نه طبیعی و ذاتی ما انسان‌ها هستند و نه ساده و ابتدایی. قرن‌ها در ذهن ریاضیدانان بزرگ قرون قبل مطرح نشده و پرسش نشده‌اند ولی امروزه بخشی از زبان روزمره ما انسان‌ها هستند که آمار و احتمال در زبان و بیان ما به دفعات استفاده می‌شوند. زبان و بیان گزارشگران خبر، آب‌وهوا و ورزش امروزه پر از نمونه‌های تفکر احتمالاتی و آماری هستند.دو نگاه به احتمال و عدم قطعیت یا تصادفی بودن پدیده‌ها وجود دارد، نگاهی که عدم قطعیت را ناشی از ضعف اندازه‌گیری و ابزارهای ما برای این کار می‌داند و نگاهی که تصادفی بودن را جزیی از ذات پدیده‌ها می‌داند.یکی از خصوصیاتی که در ابتدای زندگی انسان بدوی بسیار به کار او می‌آمد توانایی ساختن الگوها و کشف ارتباط بین پدیده‌ها بود. صدای خش‌خش در علفزار نشان از نزدیک شدن از درنده‌ای بود که به شکار او ایستاده بود. تمایل بشر در ارتباط دادن پدیده‌هایی کاملاً بی‌ارتباط به یکدیگر شاید یادگار آن روزگار بوده باشد و روانشناسان به این گرایش دیدن ارتباط و الگو ...
    Show More Show Less
    6 mins
  • S02-E02-Life-is-poker-not-chess زندگی نرد است نه شطرنج
    Aug 31 2022
    فصل اول – زندگی نرد است نه شطرنجتاس اگر نیک نشیند، همه کس نراد استاگر همه عوامل یک تصمیم ۱۰۰ درصد مشخص باشند،‌ تصمیم‌گیری فرایندی ساده می‌شود، مزایا و معایب تصمیم را فهرست کرده، سبک سنگین می‌کنید و اگر مزایا بر معایب چربید و بیشتر بود، تصمیم می‌گیرید. اما در زندگی و کسب‌وکار و موارد دیگر کمتر زمانی ممکن است همه عوامل مشخص باشند یا به بیان ساده زندگی پوکر یا تخته نرده است و نه شطرنج.نویسنده برای توضیح مفهوم این فصل که تمایز بین فرایند درست تصمیم و نتیجه اجرای تصمیم که ممکن است مطلوب باشد یا فاجعه و اینکه باید بین تصمیم و حاصل آن تفکیک قائل شد، مثال معروفی از فوتبال آمریکایی می‌زند که شاید برای ما چندان مفهوم نباشد.خواستم مثال را به چیزی آشنا تغییر بدهم مثلاً بگویم پنالتی معروف روبرتو باجو در فینال جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا بین تیم‌های ایتالیا و برزیل که از دست رفت و ایتالیا قهرمانی جام جهانی را از دست داد. اما منطبق نبود با مثال نویسنده چون پنالتی زدن همیشه کار ریسکی است و مثال نزدیک‌تر پنالتی خاص یحیی گل‌محمدی در نیمه‌نهایی جام ملت‌ها که گل نشد و جمله معروف فردوسی‌پور «چه وقت چیپ زدن بود آقای گل‌محمدی» که در خاطر فوتبال‌دوستان باقی مانده است هم همین اشکال را دارد چون خود آقای گل‌محمدی بعداً در مصاحبه‌ای گفت که این یکی از بدترین تصمیم‌های عمرش بوده است که با هدف مثال نویسنده مغایر است.نویسنده می‌خواهد با مثالش بگوید که تصمیم خوب ممکن است به نتیجه بدی منجر شود و نتیجه فاجعه‌بار، دلیل بد بودن کیفیت تصمیم نیست. اگر حوصله توضیح طولانی را ندارید می‌توانید مثال زیر را در نظر بگیرید هر چند حساسیت شدید مثال نویسنده را ندارد.همه دارایی‌های‌تان را نقد می‌کنید تا در جای خوش آب‌وهوا و بدون مشکل، ملکی را با قیمت بسیار مناسب بخرید و مدتی بعد ناگهان در آن منطقه زلزله می‌آید یا جنگی اتفاق می‌افتد و سرمایه‌تان از بین می‌رود.با شخصی شرط‌بندی می‌کنید که تاس بندازید و اگر اعداد ۱ تا ۵ آمد شما برنده‌اید و اگر ۶ آمد شما بازنده‌اید. ریاضیات و آمار به شما می‌گوید که شرط‌بندی در این شرایط تصمیم خطایی نیست. تاس می‌اندازید و از شانس بد شما ۶ می‌آید. شما نه تنها تصمیم غلطی نگرفته بودید که تصمیم خوبی هم گرفتید اما نتیجه مطلوب نیست و ممکن است پول زیادی ببازید.مثال تاریخی دیگر و البته کمتر شناخته شده. مالک و موسس کارخانه مینو آقای خسروشاهی در دورانی از فعالیت تجاری تصمیم می‌گیرد تا لوازم آرایشی L'Oréal لورئال را وارد کشور کند و در زمانی دیگر تصمیم به جذب سرمایه‌گذار در عربستان و تولید پفک نمکی در عربستان می‌گیرد که بسیار تصمیم سودساز و تصمیم تجاری فوق‌العاده‌ای است ولی سالها بعد این ۲ تصمیم از دلایل مهمی است که بخاطر آن گروگان گرفته می‌شود و تنها خوش‌شانسی از مرگ نجاتش می‌دهد و محاکمه نشده، دارایی عمرش را از دست می‌دهد.اجازه بدهید قبل از توضیح مثال مورد نظر نویسنده، کمی با فوتبال آمریکایی یا همون دومیدانی با خربزه آشنا بشویم.طول زمین بازی ۱۲۰ یارد است یعنی ۲ نیمه ۵۰ یاردی زمین اصلی و ۲ قسمت ۱۰ یاردی منطقه نهایی یا touch down که با خط‌هایی بصورت بخش‌های ۱۰ یاردی تقسیم شده است، عرض زمین ۵۳ یارد است و هر ۱۰ یارد حدود ۹ یا ۹.۱۴۴ متر است.بازی در ۴ ...
    Show More Show Less
    8 mins
No reviews yet