Safe Haven|مأوا cover art

Safe Haven|مأوا

Safe Haven|مأوا

Written by: Coach Elham Bizhand / کوچ الهام بیژند
Listen for free

About this listen

اینجا «مأوای» توست، آشیانه ای برای بازگشت به خودِ اصیل. من الهام بیژند، کوچ تخصصی بازیابی از ترومای پیچیده و توانمندسازی هستم. در این پادکست، سفری را آغاز می‌کنیم برای عبور ازاجبارو حس ناامنی. اینجا احساساتمان را درک میکنیم، صدای بدنمان را میشنویم و در نهایت به آن اصالت حقیقی درونی که یه جایی در مسیر زندگی از ما گرفته شده متصل میشویم. اگرتو هم توی هیاهوی زندگی گم شدی، اگر مهاجرت کردی برای چشیدن طعم خوب زندگی و هنوز با وجود اینکه حتی ممکنه آدم موفقی هستی در چرخه تکرارِ دردی، اگر نشخوارهای فکری، حس سنگین گناه، ترس از قضاوت و رهاشدگی و ... همچنان همراهته، درِ این خانه همیشه به روت بازه.Coach Elham Bizhand / کوچ الهام بیژند Hygiene & Healthy Living Psychology Psychology & Mental Health
Episodes
  • وقتی گاز و ترمز را با هم می‌گیریم: آناتومی خنده و گریه همزمان
    Jan 24 2026

    آیا شده احساس کنی همزمان هم خشمگینی و هم غمگین؟ هم می‌خوای فریاد بزنی و حقت رو بگیری، و هم می‌خوای پنهان بشی و سکوت کنی؟ اگر گاهی فکر می‌کنی این حجم از تناقض یعنی داری عقلت رو از دست می‌دی، باید بدونی که کاملا در اشتباهی.

    این اپیزود درباره یک واقعیت مهم در مورد سیستم عصبی ماست: "واکنش به ناامنی". وقتی ما شاهد اتفاقات تلخ، سرکوب و ناعدالتی هستیم، بدن ما وارد حالت آماده‌باش می‌شه. مثل ماشینی که موتورش با تمام قدرت کار می‌کنه اما ترمز دستی کشیده شده. این زوزه‌کشیدن موتور ماشین، همون اضطراب، فراموشکاری و بی‌خوابی‌های شبانه توست. این‌ها نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه اینه که بدنت داره سعی می‌کنه در یک محیط ناامن، زنده نگه‌ت داره.

    در این اپیزود می‌شنوید:

    • تحلیل واکنش سیستم عصبی به فشارهای اجتماعی و ترومای جمعی.

    • چرا مغز برای بقا، بخشی از اطلاعات رو فیلتر می‌کنه و ما فراموشکار می‌شیم؟

    • یک تمرین عملی و فوری برای بازگرداندن احساس امنیت به بدن در لحظات پرفشار.

    شنیدن این فایل بهت کمک می‌کنه تا به جای جنگیدن با خودت، با سیستم دفاعی بدنت صلح کنی و در این روزهای سخت، هوای خودت رو بیشتر داشته باشی.

    Show More Show Less
    11 mins
  • چرا نمی‌تونم کار کنم؟ راهکار فوری برای وقتی که سیستم عصبی "ترمز" رو کشیده
    Jan 15 2026

    تا حالا شده ددلاین داشته باشی، بدونی باید کار کنی، ولی انگار به صندلی پیچ شدی؟این "تنبلی" نیست که بخوای با زور زدن حلش کنی.این یعنی سیستم عصبی تو احساس خطر کرده و رفته روی حالت "انجماد" (Freeze). ترمز دستی کشیده شده.

    توی این وضعیت، هرچی بیشتر به خودت فشار بیاری، بیشتر قفل میشی.راه حل، ذهنی نیست؛ جسمیه.باید به بدنت نشون بدی "مرز" داره تا احساس امنیت کنه و قفل رو باز کنه.

    🎙️ توی این اپیزود:تکنیک «فشار مفاصل» رو یاد دادم. یه تمرین مکانیکی برای یک مشکل مکانیکی.اگه الان خشکت زده و نمی‌تونی کار کنی، این ۵ دقیقه نجاتت میده.

    Show More Show Less
    13 mins
  • چرا احساس "بی‌مصرفی" می‌کنیم؟ مدیریتِ احساس گناه و ناتوانی در روزهای سیاه
    Jan 14 2026

    🌟دو تا تمرینِ کمکی دیگه هم اینجا براتون نوشتم. دوستان خوبم، یادتون باشه هدفِ این تمرین‌ها "بی‌خیالی" نیست؛ هدف اینه که به سیستم عصبی‌تون "احساس امنیت" بدید تا زیرِ بارِ این فشارِ سنگین، دچار فروپاشی نشه. ما این کار رو می‌کنیم تا نذاریم این غمِ بزرگ، تبدیل به آسیب‌های جسمانی (روان‌تنی) بشه، یا تروماهای قدیمیِ شما رو دوباره بیدار و بازنوازی کنه. اول باید بدن رو "امن" کنیم تا بتونیم ادامه بدیم. 👇

    🪷 گهواره‌ی مهربانی (Somatic Rocking)(برای وقتی که بدنت می‌لرزه یا یخ کرده)وقتی اخبار فاجعه‌بار (مثل آمار چندین هزار نفر) رو می‌شنوی، بدن به صورت غریزی منقبض و سرد میشه یا شروع به لرزش می‌کنه. این یعنی سیستم عصبی احساس "ناامنی مطلق" کرده و دنبال پناهگاه می‌گرده. ۱

    . یک پتو دور شونه‌هات بپیچ (یا اگر نداری، بازوهای خودت رو محکم بغل کن). این فشارِ ملایم، حسِ "مرز داشتن" و "ظرف داشتن" به بدن میده.

    ۲. خیلی آروم و با ریتم یکنواخت، شروع کن بالاتنه رو به چپ و راست (یا جلو و عقب) تکون بده. دقیقاً مثل گهواره.

    ۳. این حرکتِ ریتمیک، زبانِ مادریِ مغز ماست. با هر تکون، داری به کودکی که درونِ بدنت وحشت کرده میگی: «می‌دونم ترسناکه، ولی من اینجام. من نگه‌ت داشتم. ما الان امنیم.»

    ۴. این کار رو ۳ تا ۵ دقیقه ادامه بده تا زمانی که حس کنی شونه‌هات کمی پایین اومده و نفس‌هات عمیق‌تر شده.


    🪷 نامه به آسمان (Writing to Release)(برای وقتی که بغض و احساس گناه خفه‌ت کرده)وقتی مدام با خودت میگی "کاش منم اونجا بودم" یا "چرا کاری نکردم"، این انرژی توی گلو و سینه‌ت حبس میشه و تبدیل به خودخوری و اضطراب میشه. باید این انرژی رو از بدنت خارج کنی و به جایی که تعلق داره بفرستی. ۱

    . یک کاغذ و قلم بردار. تصور کن داری مستقیماً برای اون چندین هزار نفر، یا برای ایران می‌نویسی.

    ۲. هر چی توی دلت سنگینی می‌کنه رو بنویس. بنویس که چقدر متاسفی. بنویس که چقدر خشمگینی. بنویس که چقدر دوستشون داری. هیچ سانسوری نکن؛ کسی قرار نیست این رو بخونه.

    ۳. آخر نامه این جمله (یا شبیه به اون) رو بنویس: «من جسمم اینجا بود، اما قلبم با شماست. من قول میدم فراموشتون نکنم و داستانِ شما رو زنده نگه دارم.»

    ۴. حالا مهم‌ترین بخش: این نامه رو نگه ندار. این درد نباید توی کشوی میزت بمونه. نامه رو با احتیاط بسوزون و خاکسترش رو به باد بده، یا ریزریزش کن و به آب روان بسپار.

    ۵. تماشا کن که چطور باد یا آب، این پیام رو می‌بره. باور کن که پیامِ عشقِ تو به مقصد می‌رسه و بارِ سنگینش از روی دوشِت برداشته میشه.

    Show More Show Less
    19 mins
No reviews yet